تبليغاتX
poore وبلاگ هزارچهره

مدرسه فوتبال ستارگان

  • قهرمان نوجوانان شهر کرمانشاه
  • قهرمان نوجوانان استان کرمانشاه
  • نماینده ی نوجوانان استان کرمانشاه در مسابقات کشوری
  • قهرمان جوانان شهر کرمانشاه

در رده های سنی ۶ تا ۱۶ سال جهت ترم تابستان ثبت نام می نماید

با سرویس رفت و برگشت در تمام سطح شهر

بازیکنان مستعد مدرسه فوتبال جهت عضویت تیم های باشگاه پذیرفته می شوند

آدرس:خیابان مدرس ،  روبروی مسجد جامع ، پاساژ ایران ، دفتر باشگاه ورزشی ستارگان ۸۱

تلفن:۷۱ ۷۲ ۷۲۲                                  ۵۲ ۷۲ ۷۲۲

همراه:۲۷ ۲۲ ۳۳۳ ۰۹۱۸                   ۰۷ ۲۳ ۳۳۳ ۰۹۱۸

 

      ۶۱ ۳۲ ۸۸۷ ۰۹۱۸                    ۱۴ ۹۵ ۳۸۸ ۰۹۱۸

 

نماینده ی باشگاه سپاهان اصفهان

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 18:52 توسط |

به حیف نون می گن: ای زن ذلیل! چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک می کنی؟ میگه خوب اونم تو شستن لباس ها کمکم می کنه!

وزارت ارشاد شعر "اتل،متل،توتوله" را به دلايل زير ممنوع كرد:

1.وجود كلمات توتوله، پستان و تحريك كودكان
2.استفاده از كشور هندوستان
3.زن كردي
4.ترويج فساد و بي حجابي...

شعر اصلاح شده: اتل متل زباله، گاو حسن باحاله، هم شير داره هم آستين، شيرشو بردن فلسطين، بگير يك زن راستين، اسمشوبذار حكيمه، كه چادرش ضخيمه!!!

توي يه تاكسي يه زنه با بچهاش و يه مرد تنها نشسته بودن زنه ميخواسته به بچهاش شكلات بده!
هي ميگه : ميخوري يا بدم اين آقا بخوره ميخوري يا بدم اين آقا بخوره ، 5 دقيقه همينجوري ميگذره .
آخرش مرده شاكي ميشه به بچهه ميگه : عزيزم تكليف مارو روشن كن اگه ميخوريش من پياده شم ، سه تا كوچه از خونمون گذشته!

زنه هنرپيشه بوده، به شوهرش ميگه: ديدي وقتي تو فيلم خودم رو زدم به مردن،‌ چطوري همه داشتن گريه ميكردن؟!

يارو ميگه: آره، آخه ميدونستن كه واقعا نمردي!

یارو میره رستوران میگه: غذا چی دارین؟ گارسون میگه: کاستیدگیلینکوفینوستا با لیمو!
طرف میگه: کاستیدگیلینکوفینوستا با چی؟!!!

سوال كنكور آزمایشی یکی از موسسات کنکور آبکی : دو طفلان مسلم چند نفر بودند و نام پدر آنها چه بود؟

+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 17:46 توسط |

یارو كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ يارو يقشو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!

يکی جونش به لبش می رسه،تف می کنه ميميره..........

يه يارو شراب ميخوره شنگول ميشه گرگه ميخورتش
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:34 توسط |

تركه داشته ماشين اش را ميشسته، از پلاك ماشين شروع ميکنه.
بهش ميگن: چرا از پلاك شروع کردي؟
ميگه: آخه دفعة پيش كه از سقف ماشين شروع كردم ، وقتي رسيدم به پلاك، ديدم ماشين خودم نيس


از يه ترکه مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟ ميگه با يه دختر خوش قد و بالا وخوشگل و قد بلند با نامزدش. ميگن واااا اخه براي چي بانامزدش ؟ ميگه اخه ميچسبن به هم جا براي من باز مي شه!!!


يه روز سه تا ديوونه رو مي اندازن تو يه اتاق دو تاشون مى رقصن، يکيشون هم ميگه: سبز - آبى - قرمز ازش مي پرسن چرا اين جورى مي گى؟ ميگه من رقص نورم!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:54 توسط |


  • از غضنفر مي پرسن كه براي بستن يك لامپ به چند نفر احتياج داري؟ مي گه ? نفر. مي گن چرا ? نفر ؟ ميگه: يه نفر ميره بالا نردبون لامپ رو بگيره .. دو نفر هم از پايين، نردبون رو بچرخوونند
  • پسر تركه تو پارك با يه دختره قرار گذاشته بوده ، بعد همين كه داشتن حرف ميزدن يهو دختره ميگه : واي بابام از دور داره مياد تركه : بابات تا حالا منو ديده ؟ دختره : نه تركه: اينكه ترس نداره ، بهش بگو من داداشتم
  • پليس به تركه: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!! تركه: ولي اينجا تابلو نزدين!!! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين
  • ترکه روي ريل راه اهن ميخوابه بهش ميگن چرا اينجا خوابيدي ؟ ميگه ميخواهم خود كشي كنم. ميگن بس ان نان بربري چيه دستت؟ ميگه بر فرض قطار نيامد من اينجا از گشنگي بميرم.
  • سرهنگ: اسمت چيه؟ سرباز: ممد / سرهنگ: اين چيه دستت؟ سرباز: تفنگ / سرهنگ: تفنگ؟ اين مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و …. / سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چيه؟ سرباز: غضنفر / سرهنگ: اين چيه دستت؟ ترکه: اين خواهرومادر ممده !!!
  • به غضنفر ميگن : سگتون بچه ي ما را گاز گرفته . ميگه : اولا سگ ما گاز نميگيره . دوما سگ ما هميشه بسته است . سوما ما سگ نداريم !
  • ترکه مياد تهران ويه تاکسي ميخره که مسافر کشي کنه؛خانمي ازش ميپرسه:آقا ببخشيد کريم خان ميريد؟ترکه ميگه:آره خب اگه نميريد که ميترکيد
  • ترکه ميخواسته از روحانيت و ورزش يکجا دفاع کنه عمامه درست ميکنه با مارک آديداس
  • به غضنفر ميگن : با لوستر جمله بسازد ‌ميگه : من ? تا دختر دارم يكي از يكي لوستر
  • يک ترکي ازترکاي ترکيه بنام ترکان روي ترک موتور يک ترياکي، با ترکه ميزنه به ترکه و توي تراکم ترافيک مي خورن به تيرک وکله ترکه ترک مي خوره وموتورش مي ترکه ومتروکه مي شه. ناچار توي تاريکي اونو ترک مي کنه و مي ره کنار رود اترک تارک دنيا مي شه!
  • از ترکه مي پرسند: مي دوني چرا غواص ها به پشت مي پرن تو آب؟ مي گه: چون اگه به جلو بپرن مي افتن تو قايق!
  • ترکه با خدا قهر مي کنه، صبح که از خونش مياد بيرون ميگه: به اميد بعضي ها‎!
  • تركه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم….. پياده خيلي راهه
  • تركه شش قلو بچه دار ميشه ، هر كدوم از بچه‌ها يه رنگ بودند، بعد از كلي تحقيق مي‌فهمند به جاي قرص جلوگيري از اسمارتيز استفاده مي‌كرده
  • ترکه ادعاي پيغمبري ميکنه , ميگن خب کتابت کو ؟ ميگه حالا فعلاً جزوه بنويسين
  • ترکه مي ره تماشاي رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش مي پرسن چه طور بود؟ ميگه آدماي خيلي خوبي بودن. ديدن من خوابم، رو نوک انگشت راه مي رفتن!
  • ترکه قاشق قاشق ماست مي ريخته تو رودخونه بعد يه لره مي ياد مي گه چي کار مي کني؟ترکه مي گه دارم دوغ درست مي کنم!لره بهش مي گه همينه که مي گن خرين ديگه،آخه اين همه دوغ رو کي مي خواد بخوره؟
  • ميگن زن ذليل چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک مي کني؟ ميگه خب احمق اونم تو شستن لباس ها کمکم مي کنه
  • تركه رو برق مي گيره مامانش مي گه ننه جون ولش نکن همين بود که باباتو کشت
  • به ترکه مي گن فرق کچل با هواپيما مي دوني چيه؟ميگه بابا ما ترکيم خر که نيستيم کچل که اصلا فرق نداره هواپيما هم نکته انحرافي بود
  • پنج تا داداش پولاشونو رو هم ميذارند تاکسي مي خرند بعد از چند وقت ورشکست مي شند اگه گفتي چرا ؟ اخه پنج تايي با هم مي رفتن مسافرکشي
  • تركه رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل
  • ترکه به خدا ميگه خدايا ???????? سال برات چقدره ؟ خدا ميگه ؟ ?دقيقه.
  • تركه باز ميگه :خدا??????? يورو برات چقدره؟ خدا ميگه ? پني .
  • تركه ميگه پس يه پني به من بده , خدا ميگه ? دقيقه واسا
  • ترکه ميره خواستگاري ازش ميپرسن چه كاره اي ؟ روش نميشه بگه قصاب ميگه لوازم يدكي گوسفند دارم
  • ترکه خبر داغ مي‌شنود، گوشش مي‌سوزد
  • به ترکه مي گن اگه تو دريا کوسه بهت حمله کنه چيکارمي کني؟
  • ميگه ميرم بالاي درخت . ميگن تو دريا که درخت نيست .
  • ترکه ميگه : مجبورم مي فهمي ؟! مجبورررررررررم
  • به تركه مي گن با ماهيچه جمله بساز ميگه:خر در برابر ما هيچه
  • ترکه عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني
  • به ترکه مي گن با جيش جمله بساز ميگه اصغر با آبجيش رفت سينما
  • ميگن خره يعني شاش ، ميگه خوب با داداشاش رفت سينما
  • ترکه سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بيني‌ام چكه مي‌كرد
  • ترکه مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين
  • ترکه با خدا قهر ميکنه يه روز براش نامه مينويسه بالاي نامه مينويسه به نام بعضي ها!!!!!
  • عزراييل مياد سراغ ترکه . ترکه خودش را ميزنه به مردن
  • زنه ميشينه تو ماشين (تاكسي ) زنه ميگه آقا ديديد چقدر رون و سينه گرون شده؟ تركه ميگه : آره خانم لاپا هم گرون شده! زنه ميگه بي تربيت اين چه حرفيه ؟ تركه ميگه نه خانم منظورم لاپا ، نخود ؛ لوبيا!!!!
  • يک روز تركه خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لحافش نيست
  • تركه مقيم آمريکا مي شه، يه روز مي بينه: پسرش با يه دوچرخه اومد خونه. از پسرش مي پرسه؟ دوچرخه رو از کجا آوردي؟ پسرش مي گه: با يه دختر دوست شدم، لخت شد و گفت: همه چيم مال تو، هر کاري مي خواي بکن هر چي مي خواي بردار. من هم ديدم دوچرخه اش قشنگه، برش داشتم
  • يه روز يه تركه خودشو تو آينه ميبينه با خودش ميگه اين چقدر آشناست؟ بعد از يه ساعت فكر كردن ميگه آهان اين همون بدر سگيه كه امروز تو آرايشگاه يه ساعت زل زده بود به من.
  • تركه براي ماشينش قفل فرمون ميخره بعد ازش ميپرسن قفل فرمون ماشينت چطوره؟ميگه خيلي خوبه فقط سر پيچها يه كم اذيت ميكنه!
  • از غضنفر مي پرسن؟ چه طوري ترک شدي ؟مي گه: اولش تفريحي بود
  • تركه تلويزيونو روشن مي کنه، مي بينه: هر ? کانال قرآن داره، تلويزيونو خاموش مي کنه،مي بوسه و مي ذاره رو تاقچه
  • يه روز تلوزيون اردبيل راز بقا نشون ميداده که توش چند تا خر ميريزن سر يه شير و شير رو ميکشن.تلويزيون اردبيل هم سرود ورزشکاران…دلاوران … رو پخش ميکنه
  • يه روز به يه ترکه ميگن اولين کسي که رفت مکه و حاجي شد کي بود ميگه حاج زنبور عسل
  • تركه ماه رمضان زولبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه … کسي به زولبيا دست نزنه!
  • تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. فارسه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. فارسه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه!
  • به يه تركه ميگن يه پستاندار بدون دندون نام ببر ميگه:مادر بزرگم
  • يك شب تابستان دوتا تركه ميرن بالاي پشت بام بخوابند بعد از مدتي دعواشان ميشه وقتي همسايه ها ميرن مي بينند براي اينكه كدومشون وسط بخوابند دارند دعوا ميكنند
  • مرده ي مسيحي پيش قبر کن مي ره و مي گه: بابام بي زحمت جاي قبر ما راعوض کن.قبر کن مي گه : چرا ؟ مرده ي مسيحي مي گه : واسه اينکه اين ترکه هر روز ما را کله سحر بيدار مي کنه و مي گن : بي زحمت شما که لباس تنت داري برو دو تا نون بربري بگير و بيا!!!
  • يه روز يه تركه براي مشكل چاقي مي ره پيش دكتر. دكتره بهش ميگه كه ??? روز, روزي ? كيلومتر بدود تامشكل چاقيش برطرف شه. بعد از ??? روز مرده به دكترش زنگ ميزنه و ميگه: آقاي دكتر, مشكل اضافه وزنم حل شد, ولي من يك مشكل تازه پيدا كرده ام: …. من از خانه ام ??? كيلومتر دور شده ام!
  • يه ترکه تيپ مي زنه دختر بهش مي گه بخورمت - ميگه اين گه خوري ها به تو نيومده
  • به ترکه مي گن چرا جلوي بانک نشستي لنگتو باز کردي مي گه آخه شنيدم به بازنشسته ها وام مي دن.
  • به ترکه مي گن مي دوني سزارين يعني چي ؟ مي گه يعني بچه به شرط چاقو.
  • ترکه از يکي مي پرسه ساعت چنده ؟ مي گه ? شب ! مي گه يعني چي از صبح تا حالا هرکسي يه چيزي مي گه.
  • ترکه مي گفته عجيبه ؟ مي گن چي عجيبه ! مي گه ??? هزار تا تماشاچي ?? تا بازيکن ? تا داور ! مگن خوب چيش عجيبه ؟ مي گه گنجيشکه هم ول کرده ريده رو من.
  • ترکه نخ ?? تومني رو مي کشه شورت مدرس مي افته بسيجيا مي کنن دنبالش يه هزاري بر مي داره مي گه جلو بيان نخ اينو هم مي کشم.
  • به ترکه ميگن توي آفريقا اينقدر هوا گرمه که همه لخت مي گردن ! مي گه پس چه جوري زن و مرد رو از همديگه تشخيص مي دن.
  • ترکه خواب مي بينه داره پلي استيشن بازي مي کنه زنشو مي کشه ميره مرحله ي بعد - از خواب مي پره مي بينه زنش نشسته جلوش مي گه اَه ، سيو (save) نكردم.
  • تركا زنگ مي زنن قم . مي گن : يه امام جمعه برامون بفرستيد . قمي ها مي گن : امام جمعه قبلي چي شد ؟؟ تركا مي گن : اونو كشتيم امام زاده درست كرديم
  • به ترکه ميگن اگه درخت زيتون رو با پسته پيوند بدن چه ميوه اي درست ميشه ميگه معلوم ديگه پستون
  • يه كامپيوتري اختراع مي شه كه هر چي ازش مي پرسيدن جواب درست ميداد. يه روز تركه ميره يه چي ازش ميپرسه كه كامپپيوتر قاط ميزنه و منفجر ميشه! از تركه ميپرسن: ازش چي پرسيدي؟ ميگه: پرسيدم اون چيه كه زمستون تو خونس، تابستون بالاي درخت؟ ميگن: خوب جوابش چي ميشه؟ ميگه: بخاري! ميگن: مرتيكه بخاري تابستونا بالاي درخت چي كار ميكنه؟ تركه ميگه: مال خودمه، دوست دارم بزارم بالاي درخت !!!
  • يکي نصف شب زنگ مي زنه خونه ترکه . ترکه خواب آلود گوشي رو بر مي داره. طرف مي گه : خاک بر سرت و گوشي رو قطع مي کنه. ترکه تا ساعت سه و چهار هر کاري ميکنه خوابش نمي بره. يه شماره اي رو ميگيره. آقاي مودبي از پشت تلفن گوشي رو برمي داره وميگه: الو بفرمايين…ترکه با غيظ مي گه : خاک بر سر خودت و گوشي رو قطع مي کنه!!!
  • يکي زنگ مي زنه خونه ترکه و با عصبانيت مي گه : حسن آقا هستش ؟ترکه مي گه : اشتباه گرفتين. طرف با فرياد ميگه: پس چرا گوشي رو بر مي داري؟
  • يکي از دوستاي مشترک ترکه و فارسه به نام احمدي شهيد مي شه . قرعه به نام ترکه مي افته که بره به خانواده اش خبر بده.ترکه زنگ در خونه طرف رو مي زنه و مي گه : ببخشين منزل شهيد احمدي
  • بچه ترکه از باباش مي پرسه:بابا گوزم روزه رو باطل ميکنه؟!باباش ميگه:اگر ازش لذت ببري آره!!!!
  • به ترکه ميگن با آب و برق و خاک جمله بساز ميگه : خاک بر سر من که آبم مثل برق ميآد
  • يك روز همه جمع شده بودن داشتن جوك مي گفتن بين اونها يك نفر تركه بود كه هر وقت مي خواست بگه يه فارسه … همه مي گفتن اه اه اين چه جوكيه بنابراين مجبور ميشه بگه يه تركه … كه همگي ميگن خوب بقيشو بگو بعد تركه هم ميگي هيچي يك تركه مي افته تو فاضلاب بعد از اين كه از فاضلاب درش ميارن مي بينن كه فارسه
  • از ترکه مي پرسن کار ترمز ABS چيه مي گه هيچي سر پيچ ها کار حضرت عباس رو مي کنه
  • به ترکه ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد…ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب اين دفعه مرد ؟ ترکه ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً اين دفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش
  • شعار مردم تبريز در مورد کاريکاتور روزنامه ي ايران در تظاهرات:واي از آن روز که بفهميم چه شد!!
  • يه ترکه ميره استاديوم، جو مي‌گيردش با همه دست ميده!
  • ترکه اکس مي خوره نفر اول المپياد فيزيک مي شه
  • ترکه جلوي دوست دخترش ميگوزه ميگه واي بازم مسيج اومد!!!
  • ترکه ميگوزه ميگه امان از دست اين سوسيس کالباس هاي صداداررررررر
  • به تركه ميگن: پاهات ترك خورده، جوراب بپوش تا خوب بشه. ميگه: برو بابا، ?? ساله شورت مي‌پوشم، هنوز ترك باسنم خوب نشده!
  • به ترکه ميگن: نظرت راجع به گران شدن بنزين چيه؟ تركه ميگه: براي ما که فرقي نميکنه، ما همون ????تومن بنزين رو ميزنيم
  • به تركه ميگن: با جام جهاني جمله بساز، ميگه: پس انرژي هسته‌اي رو بي‌خيال ديگه
  • يه تركه ميره كلانتري و ميگه: قربان، زنم گم شده! افسره ميگه: مشخصاتش رو بگو. تركه ميگه: يعني چي؟ افسره ميگه: مثلا زن من ?? كيلو، قد بلند، موهاش طلايي. تركه ميگه: زن من رو ولش كن، بريم زن تو رو پيدا كنيم!
  • ترکه زنشو مي کشه ميره مرحله بعد
  • تركه كبابي داشته….ميره تو كار ساختمان سازي….ولي هر چي ميساخته بعد از يه مدتي خراب مي شده……. ميرن از كارش بازديد ميكنن…. ميبينن وقتي ديوار خشك مي شده تير آهناشو مي كشيده بيرون…
  • به تركه ميگن مردم از چه راهي ميتوانند به آزادي برسند
  • ميگه:در زندگي راههاي زيادي براي رسيدن به آزادي وجود داره و فقط بايد قيمتش پرداخت بشه مثلا
  • از رسالت به آزادي ??? تومان . از شوش به آزادي ??? تومان و ….
  • ترکه دندوناش طلا بوده، هر شب تو گاوصندوق مي خوابيده!
  • به تركه ميگن: يه موجود نام ببر
  • ميگه: يخ!…
  • ميگن يخ كه موجود نيست؟!
  • ميگه: چرا نيست؟! آخه همه جا نوشته: يخ موجود است!!!
  • به تركه ميگن: خبر داري پسرت ركورد شكسته؟! تركه ميگه: اي خاك بر سرش . گفته باشم……من يه ريال هم خسارت نميدم !!!!
  • قاضي: چرا دست كردي تو جيب اين آقا
  • تركه: جناب قاضي خيال كردم جيب خودمه
  • قاضي: پس چرا پول هاش رو برداشتي
  • تركه: يعني اختيار جيب خودم رو هم ندارم
  • ترکه را از مدرسه اخراج مي کنند.پدرش مياد پيش مدير و ميگه: چرا بچه منو اخراج کردين؟ معلم: آخه ازش پرسيدم “تخت جمشيد” رو کي آتيش زده جواب نداد. پدر ترکه هم با قيافه طلب کار گفت: اي بابا اين که ديگه اخراج نمي خواست! من خودم نجارم- براي جمشيد آقا يه تخت جديد مي سازم
  • ازتركه مي پرسن كجاي تهران مي شيني مي گه هرجاخسته شدم!!!!
  • ترکه به دکتر رفت و از دل درد شکايت کرد.دکتر از او پرسيد: چي خوردي؟ ترکه گفت: خربزه-عسل-تخم مرغ-ماست-ماهي-نمک-شکر ! دکتر هم شاکي شد و گفت: تا شب خواهي مرد.اگر هم نمردي خودت را از کوه پايين بينداز- مردتيکه خر!!!!
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:7 توسط |

                                                         درب های بسته

دزدی را پس از دستگیری پیش قاضی آوردند. قاضی گفت:در سوخته!چرا از دیوار مردم بالا رفتی؟

دزد گفت:جناب قاضی!چرا توهین می کنید!خب برای این که شب ها درهایشان بسته است.

                                                     

                                                              ارزان تر

قاضی در دادگاه رو به مجرم کرد و گفت:شما باید چهارصد ریال جریمه بدهید.

مجرم گفت:جناب قاضی!ارزان تر حساب کنید تا مشتری بشوم.

                                                           

                                                             پدر در آور

رئیس دادگاه خطاب به متهم گفت:اگر همین طور دروغ بگویی،پدرت را در می آوریم.متهم با خوشحالی گفت:خدا خیرتان بدهد آقای رئیس،÷درم سال هاست که زندانی است و هنوز از زندان در نیامده است.

                                                          

                                                           صندلی سوم

قاضی خطاب به شاهد گفت:وقتی این دو نفر با صندلی به جان هم افتادند،چرا شما سعی نکردید به غائله خاطمه بدهید؟شاهد گفت:برای آن که صندلی سومی وجود نداشت.

                                                         

                                                             پر کاری

مجرمی را به پای چوبه ی دار آوردند،قاضی رو به او نموده و پرسید:حرفی داری که برای آخرین بار بزنی؟

متهم گفت:بلی،به زن و فرزندانم بگویید ناهارشان را بخورند شاید امروز کارم طول بکشد.

 

                                                              موبایل

               يه اصفهانيه موبايل ميخره صفرشو مي بنده

                                                        

                                                         قاطر قیمتی

شخصي قاطري داشت که با لگد انداختن،زنش را کشته بود.هنگامي که اطرافيانش براي تسليت به خانه ي او مي آمدند،مردها پس از عرض تسليت،آهسته به او مي گفتند:اگر قاطرت را بفروشي،به قيمت خوبي مي خريم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 14:3 توسط |

                                                   

 

                                                 اولی و دومی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 12:58 توسط |

                                                          خاطره ي خوش

زن:همسرم يادت مياد اولين باري که ازم خواستگاري کردي،خواستگاريتو رد کردم؟

شوهر گفت:من تموم عمر،اون خاطره ي خوشو فراموش نمي کنم!

                                                          نماز وحشت

زن بداخلاقي از شوهرش پرسيد:نماز وحشت را چه موقع مي خوانند؟شوهر گفت:هر وقت جمال مبارک سرکار عالي ديده شود!زن گفت:خيييييييييييييييييييلي ممنون!

                                                           داماد فراري

بچه:پدرجان!چرا جلوي خانه هايي که مراسم عروسي است،پاسبان مي گذارند؟

پدر:براي اينکه داماد فرار نکند

                                                               ديوونه

زن:اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟شوهر:ديوونه مي شم.زن:دروغ مي گي،يه زن ديگه مي گيري.

شوهر:نه،مطمئن باش که اون قدر هم ديوونه نمي شم!

                                                        احمق پنجمي

مردي زن بيوه اي گرفت که براي چهارمين مرتبه شوهر کرده بود.در بيماري سختي که مرد دچار شد،زن بر بالينش گريه مي کرد و مي گفت:اگر تو از اين جهان بروي،مرا به که مي سپاري؟مرد سر برداشته و گفت: به احمق پنجمي!

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 15:32 توسط |

                                                               ابلیسه

وقتی خدا زن را آفرید،دیگر شیطان از چشمش افتاد و برای همین ابلیس را از درگاهش بیرون کرد.

                                                       عقیده ی جالب

زنی گفت:خوشحالم که مرد نیستم،چون در آن صورت مجبور بودم که با یک زن ازدواج کنم.

                                                      تعریف ریاضی زن

از نظر ریاضی،زن مساوی است با جمع بلایای لطیف،به توان انواع ناراحتی های ظریف.

                                   ضرب المثل ژاپنی     

زبان زن،شمشیری است که هرگز زنگ نمی زند.

                                                                الفرار

وظیفه ی هر زنی،ازدواج است و وظیفه ی هر مردی،فرار از ازدواج.

                                                             فضولی

خدا زن را بعد از مرد آفرید،زیرا هنگام آفرینش آدم (مرد) نمی خواست کسی در کارش فضولی کند

             

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 12:40 توسط |

                                              

                               شوخی با گلستان سعدی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 23:0 توسط |

                                                              تقليد ميمون

شوهر:خانوم!بيا بريم قباحت داره،زشته،خوب نيست شما تقليد ميمونو دربياري.


زن:مگه کور بودي،نديدي اول ميمونه تقليد منو در آورد؟!

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 20:35 توسط |

                                                                       راز

زن:بازم جلوی مردم به من گفتی احمق؟  شوهر:نمی دونستم این راز باید بین من و تو مخفی بمونه!

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 19:33 توسط |

                                                                 ویروس

مرد:عزیزم!یک هدیه ی تولد سورپریز برات دارم. زن:چقدر عالی،چی هست؟مرد:اسم تو را روی ویروس جدیدی که طراحی کرده ام گذاشته ام!زن:به،به،به،به،به،به

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 21:6 توسط |

                                                               عکس خانم

خانمی عکس زنی را در کیف شوهرش دید و با ناراحتی پرسید:این عکس کدام اکبیری است که در کیفت گذاشته ای؟شوهر با خونسردی گفت:عکس جوانی های سرکار!

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 20:57 توسط |

                                                                    سیلی

زن:شوهر عزیزم ببخشید که سیلی زدم توی گوش قشنگت!          شوهر:خواهش می کنم زن عزیزم!واسه اینکه تفاهممون بیشتر بشه،منم یه سیلی می زنم توی گوش خوشگلت!

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 20:22 توسط |